
رژیمهای دیکتاتوری کی و چگونه سقوط میکنند؟
درباره این ویدیو
«"دیکتاتور" واژهای است که این روزها بارها از رسانههایی که اخبار انقلابهای جهان را پوشش میدهند، میشنویم. دیکتاتوری و دیکتاتور در اصل مقامی بود در جمهوری روم باستان که برای هنگام بحران به کسی واگذار میشد. در این هنگام، فردی اختیار کامل حکومت و ارتش را برای مدت محدود (معمولاً شش ماه) به دست میگرفت. از این رو، دیکتاتوری رومی نوعی قدرت قانونی بود. ولی در اواخر دورهٔ جمهوری، سردارانی که قدرت را از راههای غیرقانونی در دست گرفتند، این عنوان را به خود بستند و دیکتاتوری صورت غیرقانونی پیدا کرد. سولا و یولیوس سزار محدودیتهای دیکتاتوری را برداشتند و خودسرانه حکومت کردند. از آن پس، دیکتاتور عنوان کسی شد که بدون داشتن مقام پادشاهی، با اقتدار کامل و بدون محدودیت قانونی، بر دولت فرمانروایی میکند.
دیکتاتوری نوعی قدرتمداری است که چند از این ویژگیها را داشته باشد:
الف- در کار نبودن هیچ قانون یا سنتی که کردار فرمانروایان را محدود کند، یا آنکه فرمانروا با قدرت نامحدود خود آنها را زیر پا گذاشته باشد.
ب- به دست آوردن قدرت دولت با شکستن قانونهای موجود.
پ- نبودن قاعده و قانونی برای جانشینی.
ت- به کار بردن قدرت در جهت منافع گروه اندک.
ث- فرمانبرداری مردم از قدرت دولت تنها به سبب ترس از آن.
ج- انحصار قدرت در دست یک نفر.
چ- به کار بردن ترور به عنوان وسیله اصلی کاربست قدرت.
میتوان صفات دیکتاتوری را در مطلق بودن قدرت، به زور به دست آوردن قدرت و نبودن قواعد منظم برای جانشینی خلاصه کرد.
در تاریخ اخیر، دیکتاتوری را میتوان به دیکتاتوری فردی (مواردی که در آمریکای لاتین یا کشورهای خاورمیانه یافت میشود) و دیکتاتوری فراگیر (توتالیتر) تقسیم کرد.»
منبع اصلی